تبلیغات اینترنتیclose
سرگذشت کشتی‌رانی ایرانیان - قسمت 6
 
 

پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم.
دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........

فروشگاه وبسایت بروز شد.

برای مشاهده فروشگاه اینجا را کلیک نمایید

 


تاریخ :  شنبه 4 شهريور 1391
نویسنده :  محمد شریفی

با رسیدن به روشنائی تاریخ ، همراه با مستندات ( سنگ‌نوشته‌ها ، آثار بدست آمده و کتب  ونوشته‌های داخلی و خارجی ،) بحث و قضاوتی ، شاید روان‌تر و آسان‌تر ، بشود انجام داد ، امّا بازهم احتیاط و دقّت‌نظر و بخصوص سود جستن از منابع صحیح و قابل اعتماد را نباید نادیده گرفت. پیش‌از‌این ، گفته شد که نباید به مقایسه دوره‌های داستانی با ادوار تاریخی و وقایع و اشخاص پرداخت.این کار اگر ضرورت هم داشته باشد ، بوسیله افراد کاملاً آشنا با جامعه شناسی ، انسان شناسی ، تاریخ ، تمدن و غیره (ازدید علمی و فرهنگی) باید صورت گیرد زیرا در دو حوزه فکری جداگانه قرار دارند و از یک مقوله نیستند. 

 اجازه دهید قبل از ادامه‌ی بحث اصلی ، اشاره‌ای داشته باشیم به این نکته  که چرا مقایسه دوره‌های داستانی و تاریخی ،اگر محال نباشد ، بسیار مشکل است. اشکال کار به تفاوت سنّت‌ها با تاریخ و فرهنگ و بطور کلّی با آنچه که علم (بمعنای امروزی) گفته می‌شود ، برمی‌گردد. برای مثال ، براساس معتقدات دینی ، هبوط و حضور حضرت آدم روی زمین و نسل‌های بعد از او ، با تحقیقات علمی و وجود آثار زندگی انسان  که به میلیون‌ها سال باز می‌گردد ، قابل قیاس یا تطبیق نخواهد بود.

برای رسیدن به یک تفاهم با سنّت‌گرایان ، علم‌گرایان یا باید دوران زمین شناسی و یخ‌بندان‌ها و مهاجرت انسان‌ها و وجود شواهد تاریخی نظیر کشف استخوان‌های انسان‌های اوّلیه (گاهی درکنار شواهدی دیگر) و نقاشی‌های روی دیواره‌ی غارها و سکونت‌‌گاه‌هائی که حتّا در ایرانِ خودمان گاهی به صدوبیست هزار سال پیش باز می‌گردند و غیره را منکر شوند ، یا برای اینها هم توجیهات غیر تاریخی و غیر علمی پیدا کنند – یااگر هست بپذیرند - و دیگری را نادرست بدانند. بنا براین ، با پذیرفتن اصل مماشات و تعامل ،  بهتراست بگذارند مسائل به تأنی و گام به گام پیش روند تا تعصب و تمرّد ، مشکلی در راه علم ایجاد نکند! بقول معروف؛ "عیسی به دین خود، موسی به دین خود!"

شکی‌نیست که با پیشرفت بشر و پانهادن از دوران تاریک داستانی به دوران تاریخی و کشف آثار و مستندات علمی وتاریخی ، هر روز بر وسعت دامنه‌ی تاریخ اضافه شده و نکات تازه‌ای کشف می‌شود. بنابراین ، لزوم نگهداری از آثار و ابنیه و  آنچه که مربوط به گذشته‌است، کمکی هم به تاریخ و حلّ معمای انسان و فرهنگ هرجامعه خواهد کرد. از سوی دیگر ، متأسفانه ، بعضی نیز دانسته سعی دارند آثار گذشته را نابود سازند تا بتوانند عقاید و داستان‌های خودرا جایگزین تحقیقات علمی و تاریخی بنمایند. این‌کار در یک نقطه از دنیا ممکن است مسیر تاریخ را سد کند، امّا در سایر نقاط  ، مؤثر نبوده و علم به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.

درعین حال ، باید راهی برای جلوگیری از تخریب و سرقت آثار تاریخی و باستانی پیدا کرد، و به جنگ عقاید ، که مثل دعواهای خانگی ، به خرد کردن کاسه و کوزه و پرتاب کردن دیگ و قابلمه می‌انجامد ، پایان داد. آن‌که در این دعوا می‌بازد هر دو طرف قضیه هستند. آنچه در گذشته برای محو کتب و آثار تاریخی ، بعد از حمله‌ی اعراب ، صورت گرفته نباید تکرار شود.  بی‌توجهی به آثار تاریخی ، نظیر مسامحه در امر کاوش‌های سود جویانه افراد در شهر سوخته جیرفت ، که از مدت‌ها پیش شروع شده و ادامه دارد ، ساختن سد‌های ملاصدرا و سیوند و عبور دادن لوله گاز از وسط آثار تاریخی در شمال کشور و این آخرین خبر در مورد تخریب آثار قلعه‌ی کوه خواجه و بی‌بندوباری‌های دیگر، و عدم دخالت میراث فرهنگی به بهانه‌هائی مثل نداشتن بودجه و نیروی کافی ، که هر روز در گوشه‌ و کنار مملکت دیده و شنیده می‌شود ، صدمات جبران‌ناپذیری به فرهنگ و تاریخ و تمدّن ایران وارد خواهد کرد.

در بسیاری موارد ، باوجود درآمدهای فراوانی که در جاهای دیگر به مصرف می‌رسند ، نوبت به آثار تاریخی که می‌رسد ، کوتاه‌ترین و کم‌خرج‌ترین راه را انتخاب می‌کنند ، یعنی حذف صورت مسئله. مثلاً طبق نظر کارشناسان میراث فرهنگی گفته می‌شود"نگهداری ساختمان‌های قدیمی بوشهر که عمر اغلب آنها به دوره‌ی افشاریه می‌رسد به علت نیاز به هزینه بالا امکان پذیر نیست! به گفته‌ی یکی از همین کارشناسان، این ساختمان‌ها به جسد رو به قبله شباهت دارند!

حتی در مورد نگهداری چیزهائی که خرج و زحمت کمتری دارند ، وسواس و وقت و تلاش کافی صرف نمی‌شود. موزه‌ی لور فرانسه نام خلیج فارس را در اسناد و نوشته‌های خود تغییر می‌دهد ، آب هم از آب تکان نمی‌خورد. درنوشته‌ی کوتاهی از همین کارشناسان برمی‌خوریم به اسامی قدیمی آبادی‌های نزدیک بوشهر که گاهی قدمتی دوهزار ساله دارند و حالا هوس فرموده‌اند که نام "ریشهر" را "ریشه" و نام "دوّاس" را "دواج" بنویسند! کاش سری هم به کتب و نوشته‌های قدیمی می‌زدند.   

در مورد کسب درآمدهای توریستی و گردشگری و صرف آن برای نگهداری و مرمت آثار تاریخی ، (که یکی از مناسب‌ترین راه‌هاست) بجای سودی که احیاناً از فروش اشیاء عتیقه در خارج ازکشور نصیب شود ،( که البته بیشتر به جیب قاچاقچیان داخلی و خارجی سرازیر خواهد شد ،) درآمدِ حاصله از تحقیقات ، جذب توریست ، گردشگری ، تولید و فروش صنایع دستی ، تجدید فعّالیت هتل‌ها و مراکز توریستی ورستوران‌ها و چایخانه‌ها و فروشگاه‌های وابسته به میراث فرهنگی ، سرویس‌های حمل و نقل هوائی و زمینی ، رواج بازار و تشویق هنرمندان ، رفع موانع برای خلق آثار هنری و ادبی و غیره ، سود بیشتری نصیب مملکت خواهد نمود.

با وجود این‌که اثری با قدمت و عظمت کم نظیر تخت جمشید ، که در زمان خود ، علاوه بر محل نگهداری نوشته‌های رسمی و مدارک مهم دولتی ، و پذیرائی از سران کشورها و نمایندگان آنان و برگزاری مراسم مختلف از جمله جشن‌های نوروز و ترتیب بار عام و غیره ، وظیفه‌ی سازمان ملل راهم به عهده داشته ، امروزه در خطر تخریب و حذف از لیست آثار جهانی قرار گرفته ، می‌بینیم که در عوض ، کشور‌های نوپائی (نظیر امارات متحده عربی - دوبی) هم هستند که با ارج‌نهادن به صنعت گردش‌گری ، برای زیر یک سقف درآوردن فرهنگ‌های مختلف و ایجاد فرصت برای توسعه‌ی گردش‌گری ، با هزینه‌های بسیار بالائی دهکده‌ای جهانی تأسیس کرده و سردری که در دنیا بی‌نظیر است در قسمت ورودی آن می‌سازند.

بجای هزینه‌‌هائی که صرف مسابقات فوتبال ، برفرض ، و مسافرت‌های بعضی از مسئولین برای تماشای مسابقات در کشورهای دیگر می‌شود ، که بسیار بیش از هزینه نگهداری آثار باستانی است ، کمی نیز باید هزینه صرف نگهداری و مرمت آثار تاریخی کرد. با وضع موجود ، که به تدریج شاهد هستیم از تعداد همین چند قطعه سنگ باقیمانده هم هر روز کسر می‌شود، شاید روزی صفّه‌ی عظیم تخت جمشید که یکی از آثار تاریخی ارزشمند جهان است ، به زمین برهوتی تبدیل شود که فقط بدرد برگزاری مسابقات فوتبال بخورد!

بعد از این حاشیه رفتن‌های طولانی! در ادامه‌ی مطلب ، بعد از اشاره مختصری به نوشته‌ی دیگری در باره‌ی هاماوران(حمیری‌ها) در کتاب "دوقرن سکوت" (سرگذشت حوادث و اوضاع تاریخی دردوقرن اوّل اسلام) تألیف دکتر عبدالحسین زرین کوب ، به سرگذشت کشتی‌رانی ایرانیان در زمان هخامنشیان و بعد ازآن خواهیم پرداخت:

"هاماوران

سرزمین یمن که خوشبخت‌ترین و پرمایه‌ترین نواحی عربستان به شمار می‌رود ، [یونانیان آنرا عربستان خوشبخت یا Arabia Felix می‌نامیده‌اند] از دیرباز مورد توجّه جهانگشایان بوده است. در داستان‌های پهلوانی ما از این ناحیه بنام دشت هاماوران یاد کرده‌اند. شیفتگی کاووس به سودابه ، دختر پادشاه هاماوران ، برای این پادشاهِ خودرأی جهانجوی افسانه‌ها ، گرفتاری‌ها و تلخ‌کامی‌های بسیار به بار آورد ، که در شاهنامه فردوسی طی داستان زیبا و دل‌انگیزِ جاودانه‌ای بیان شده است. چنان‌که از شاهنامه بر می‌آید ، وقتی کاووس از مازندران نجات یافت ، به نیمروز رفت و چندی درآنجا بود. بسی بر نیامد که از شورش و سرکشی تازیان آگاهی یافت.

پس کشتی و زورق بسیار فراهم آورد و ازراه دریا آهنگ هاماوران کرد. جنگی خونین روی داد و سرانجام کاووس برآن‌ها چیره شد. پادشاه هاماوران زنهار خواست و پذیرفت که باژ دهد. شاه هاماوران را دختری بود سودابه نام که کاووس شیفته‌ی او گشت. در کتاب‌های دیگر به جای سودابه ، نام سعدی را آورده‌اند که تازی است. کاووس سودابه رااز سالار هاماوران درخواست. شاه نمی‌خواست اما به ناچار ازبیمِ گزند کاووس رضا داد.

یک هفته پس از عروسی ، سالار هاماوران ، کاووس را به مهمانی خواند وبا نامداران و دلاوران در بند کرد. سودابه این نامردی پدر را نپسندید و در زندان بودن با شوی را از رفتن به خانه‌ی پدر بهتر دانست. درایران آشوب درافتاد و دیگربار افراسیاب مجال تاخت و تاز یافت. سرانجام رستم سپاهی گران برگرفت و از راه دریا به هاماوران رفت و از بربرستان و مصر نیز به یاری هاماوران شتافتند و جنگی سخت روی داد. پادشاه مصر و بربرستان دراین جنگ گرفتار شدند. سالار هاماوران که شکست خویش را به یقین دانست ، کس نزد رستم فرستاد و زنهار خواست و کاووس رابا سران لشکر وی به رستم تسلیم کرد. کاووس چون از بند رها گشت بر سالار هاماوران ببخشود و از خطای او در گذشت. پس سودابه را در مهد زرین بنشاند و با خویش به ایران برد.

دراین داستان، چنین بنظر می‌آید که نام حمیریان دگرگونه گشته و به صورت هاماوران در آمده است. برخی از محقّقان ، داستان شگفت‌ گرفتاری کاووس در هاماوران را ، و مسافرت رستم را برای رهائی او ، یادگار جنگ‌های خسرو انوشیروان در حبشه می‌دانند که در خداینامه‌ها گونه‌ی اساطیر گرفته باشد [ نولدکه، حماسه‌ی ایران] "

این همان اشتباهی است که در ابتدا به آن اشاره شد. هرنوع مقایسه‌ای خالی از خطا نخواهد بود. دکتر عبدالحسین زرین کوب در ادامه‌ی نوشته‌ی خود درکتاب" دو قرن سکوت" می‌گوید: " ...امّا قرائن و امارات بسیاری که در تاریخ‌ها و قصه‌های قدیم ایران وجود دارد نشان می‌دهد که خیلی پیشتر از روزگار خسرو انوشیروان نیز ایرانیان با مردم هاماوران و دیگر بلاد تازی مربوط بوده‌اند. در دوره‌ی پادشاهی هخامنشی ، ایرانیان بر یمن و نواحی شمال عربستان و سومالی و حبشه فرمانروائی داشته‌اند. در کتیبه‌ی نقش رستم ، دارای بزرگ ، پادشاه هخامنشی ، نام عربستان و حمیر و عدن و نیز حبشه را در شمار کشورهائی که فرمانبردار و خراجگزار او هستند یاد می‌کند. در دوران لشکرکشی‌های کمبوجیه و دارای بزرگ از سرزمین‌های تازی نشین ، آن‌ها که بر سرراه سپاهیان ایران بوده‌اند یااز جهتی می‌توانسته‌اند مورد توجّه پادشاهان ایران قرار گیرند ، از پادشاهان هخامنشی فرمان می‌برده‌اند. ادامه دارد........

 



:: موضوعات مرتبط: تاریخ دریانوردی ایرانیان, | بازدید : 2511
:: برچسب‌ها: دریانوردی ,تاریخ, ایران, نیروی دریایی,

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    کد امنیتی : *
    پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم. دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........



    Statistic: Leading container shipping companies worldwide based on number of owned and chartered ships as of August 11, 2014 | Statista
    Find more statistics at Statista http://marinenews.ir/img/baner/1283000055.jpg http://marinenews.ir/?show=mohtava&id=MTE1