تبلیغات اینترنتیclose
سير تحول قشر دريانوردان در نظام اجتماعي ايران زمین1
 
 

پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم.
دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........

فروشگاه وبسایت بروز شد.

برای مشاهده فروشگاه اینجا را کلیک نمایید

 


تاریخ :  شنبه 4 شهريور 1391
نویسنده :  محمد شریفی

مقدمه 

هدف مقالة حاضر شناسايي منشاء دريانوردي ايران و سير تحولات در قشر دريانوردان ايراني مي باشد. براي رسيدن به چنين هدفي، روش تحليل و تبيين تاريخي با ديدي جامعه شناختي (از منظر طبقاتي) به كار گرفته شده است. منابع تحقيق نيز عمدتاً منابع كتابخانه اي از جمله كتب تاريخي همچون تأليفات هرودت، گزنفون، توسيديد و، يافته هاي باستان شناسي از جمله مهرها و كتيبه هاي و نيز منابع اسطوره اي ايران است. متن مقاله گرچه براساس ترتيب زماني وقايع است، محدودة جغرافيايي آن در اصل پيرامون خليج فارس، به عنوان هستة پيدايش دريانوردي ايران، است. اما به كشورهايي كه توسط هخامنشيان تحت تابعيت درآمد، بعنوان بخشي از نيروي دريايي چند مليتي هخامنشي نيز نظر دارد و از اين رو به سابقة دريانوردي در آنها اشاره مي شود. و چون در منابع تاريخي اشارات مستقيم اندكي به اقشار دريانورد شده است، اين مقاله خواهد كوشيد از لابلاي وقايع عصر هخامنشي كه مرتبط با دريا بوده است، فراز و نشيب زندگي اين اقشار را استخراج واستنباط نمايد. از اين رو جنگها و وقايع مربوط به دريا از مسائل مورد توجه در اين مقاله بوده است.

 1- مدخل

1-1 زمينة جغرافيايي آب و هوايي خليج فارس

موقعيت جغرافيايي جنوبي ترين نقطة خليج فارس بر حسب فاصله از خط استوا حدود 26 درجه و 30 دقيقه عرض شمال مي باشد. بنابراين خليج فارس تماماً در منطقة معتدلِ شمالي زمين قرار دارد. فاصله بين جنوبي ترين نقطة آن تا مدار رأس السرطان، كه حد فاصل منطقة استوايي و معتدل زمين است، بيش از 3 درجه نيست و حتي شمال نقطة خليج فارس كمتر از 7 درجه با مدار رأس السرطان فاصله دارد پس به اين ترتيب تمام خليج فارس در طوقة بسيار گرم و جنوبي منطقه معتدل شمالي است، كه از نظر عرضي جغرافيايي شبيه به مصر، ليبي و نواحي شمال صحراي آفريقا است.1

وضع ناهمواري در نوار ساحلي به فاصله 200 كيلومتر از ساحل چنين است كه بدنة پله مانندِ فلات ايران در برخي مناطق از ساحل آغاز مي شود و در برخي نواحيِ داخلي تا 3000 متر ارتفاع مي يابد. عمقِ خليج نيز از سمت شمال به جنوب كاسته مي شود. از اين رو كار كشتيراني در بنادر ايران آسانتر، مساعدتر و كم خطر تر (خطر برخورد كشتي با سنگهاي ساحلي) از بنادر ساحل جنوبي خليج فارس است.2

در سمت شمال غربي خليج فارس (خوزستان) معادن نفت وجود دارد كه در گذشته به صورت تراوش قير طبيعي مورد استفادة مردم و كشتي سازان آن نواحي بود.

در چنين نواحي درختان جنگلي تنومندي كه به كار ساخت كشتي هاي بزرگ بيايد، در حد قابل اعتنايي وجود نداشت. موقعيت جغرافيايي خليج فارس، وضع ناهمواريهاي آن و واقع شدن در كنارِ بيابان شبه جزيرة عربي، موجب پيدايش وتثبيت آب و هواي خاصي در منطقة خليج فارس شده است. كه از ميان اجزاي متنوع آن، از جهت ارتباط به بحث اين مقاله، به بادهاي اين منطقه اشاره مي‌شود. خليج فارس از نواحي بسيار گرم دنيا است كه بي شك در ميان نواحي هم عرض خود از حيث گرما نظير ندارد. متوسط دماي ساليانة آنجا از 24 تا 28 درجه سانتيگراد متغير است. و حداكثر گرماي آن به حدود 53 درجه مي‌رسد. گرمترين ماههاي سال تير و مرداد و خنك ترين ماهها در آنجا دي و بهمن است. در خليج فارس تحت تأثير هسته هاي هواي كم فشار درياي مديترانه كه پس از عبور از صحراي سوريه و عراق به ايران مي رسند، در ماههاي آبان تا فروردين بطور متوسط هر 5 روز يك بار باد مي آيد (بادهاي شمال غربي و جنوب غربي). در ماههاي گرمِ سال نيز طوفانهاي موسمي هندوستان از جهت جنوب شرقي رسيده وهواي خليج فارس را تحت تأثير قرار مي دهند ولي اثر آنها به هيچ وجه به پاي طوفانهاي غربي مديترانه اي نمي‌رسد. بطور كلي بادها دو گونه اند: يكي بادهاي محلي، و ديگري بادهاي منظم و فصلي. مهمترين بادهاي محلي خليج فارس عبارتند از: باد شمال كه از اواسط خرداد تا اواخر تير با نظم و شدت بسياري از سمت سوريه و عراق مي وزد و براي سفرهاي كوتاه دريايي مناسب است. باد شني (باد شمال شرقي)، كه در ناحيه هرمز مي وزد و معمولاً باران آور است. و باد شرجي (باد جنوب شرقي) كه  زمستانها به سمت مديترانه مي وزد و در تابستان رطوبت دريا را به سواحل شمال مي آورد و بنابراين نامطلوب است. اما بادهاي منظم و فصلي، كه معمولاً شديد نيستند، در زمستان كه هواي مجاور آبهاي گرم خليج فارس از هواي مجاور فلاتهاي عربستان و ايران گرمتر است، از شمال و جنوب به طرف داخل خليج و از آنجا از سمت شمال غربي به جنوب شرقي به موازات ساحل مي وزند. اما همين كه هسته هاي كم فشار مديترانه اي به خليج فارس برسد، نظم بادها به هم مي خورد و از سمت جنوب شرقي، شمال غربي يا جنوب غربي به سمت مديترانه مي وزند.3 بنابراين احتمال مي رود كه دريانوردان سواحل، مثلاً فنيقي ها در فصل زمستان به راحتي مي توانسته اند از شمال خليج فارس به سمت بحرين و عمان و هندوستان مسافرت كنند و شايد اين يكي از دلايل رونق دريانوردي در اين مناطق بوده است.

2-1 زمينة تاريخي واقتصادي دريانوردي در خليج فارس

علت آوردن آشوريان و بابليان در مقدمه اين است كه بعدها نيروهاي دريايي آنان در نيروي دريايي هخامنشي هضم شد با توجه به تعريف جهاني بودن بر امپراتوري هخامنشي بر طبق برخي نظريه ها، سه شاخة نژاد انسان باستاني در كرانه هاي خليج فارس مي زيسته اند، كه عبارتنداز: دراويديها Dravidians در كرانه هاي مكران و بلوچستان،‌ سامي هاي شبه جزيره عربستان كه حامي هاي سياه و بومي Eur- Negrito را در درون خود حل كردند. و ايلاميان در جنوب غربي ايران. برخي منابع از سكونت اقوام سومري، فنيقي و بابلي نيز در مجاورت خليج فارس ياد كرده اند.4

سامي ها نيز اقوامي بودند كه شاخه هايي از آنها بعدها در شبه جزيرة عربي به نام آرامي، در مشرق به نام بابلي و آشوري، در جنوب به غرب و در مغربِ شبه جزيره (يعني در سواحل مديترانه) به نام فنيقي و يهودي مشهور شدند. همگي اين اقوام در سرزمينهايي كه امروزه شامل عراق، اردن، سوريه، لبنان، فلسطين،‌شبه جزيره عربي و يمن است و هلال اخضر ناميده مي شد مي‌زيستند.5

چنانكه در گزارش پنجاه سال باستان شناسي فرانسه در ايران آمده است برخي از اين اقوام سامي، از جمله سومريان، قبل از استقرار دولت ايلام در اطراف شوش مي زيسته اند و با استيلاي ايلاميان بر آنجا ساميان به خدمتِ آنان در آمدند.از سوي ديگر متون سومري و اكديِ كما بيش منسوب به اين دوره،‌به حيات تجارت دريايي در خليج فارس در اوايل هزارة 3 ق.م. اشاره دارد. تا آنجا كه مردمِ بين النهرين از اين طريق مس، چوب، عاج و سنگهاي قيمتي و حتي پياز مورد نياز خود را وارد مي كرده اند. ليست نامهاي شاهان افسانه اي، نيمه افسانه اي و تاريخيِ سومر، حملة آنان را به ايلام يادآور مي شود. اكدي ها هم در قرن 23 ق.م. مدتي را بر ايلام حكمراني نمودند.6 اما فنيقي را بايد مشهور ترين قوم معاصر را كه در همسايگي ايلام به دريا نوردي و تجارت مشغول بودند دانست كه به امر دريانوردي اشتغال داشتند.

بنا به گفتة هرودت آنان منشأ خود را از سواحل خليج فارس مي دانستند. اما شواهدي آنان را به بحرالميت منتسب مي سازد. درهر حال قبرستانِ منطقة‌ ابوعلي در نزديكي بندر منامه در بحرين كه به فنيقيان منسوب است، نشان مي‌دهد كه آنان در خليج فارس بازرگانان ماهر و فعالي بوده اند. علاوه بر اين آنان در 1100 ق.م. پاپيروسي را از مصر به سواحل شام بردند. تورات نيز به تجارتِ وسيع دريايي آنان اشاره نموده است. روايات كتاب كهنِ گنزاربا (كتاب مقدس صائبين = مندائيان) نيز مهارتِ نجاران وكشتي سازان شهر حران در ساحل فرات در ميانة‌ راه موصل و شام را تاييد نموده است.7 فنيقيان در سواحل شرقي مديترانه بنادر مشهور صور (تير) Tyre، صيدا و بيبلوس Byblos را بنا نمودند و حتي مستعمراتي در كارتاژ (تونس فعلي) و احتمالاً قبرس پديد آورند. و علاوه بر تجارت ميان هند و عربستان، تجارت دريايي شرق مديترانه را نيز به دست گرفتند. و با استفاده از منابع محليِ چوب چنار و سرو، كشتي هاي بزرگي ساختند. به طوري كه در قرن 9 ق.م. در كنار كشتي هاي بادباني هندي كه به گروهي مردان پاروكش مجهز بودند و ادويه، حرير،‌شال، انواع چوب، آبنوس و پارچه هاي زري را با خود مي آوردند. فنيقي ها نيز در كرانه‌هاي شرقي مديترانه كالاي مزبور را از راه فرات به دولت هاي حوضة‌ مديترانه واروپا مي رساندند. آنان از افريقا عاج،‌ از تونس مرجان، از اسپانيا نقره،‌از بريتانيا قلع، از بالتيك عنبر، از قبرس مس و چوبِ سرو و از كرانه هاي درياي سياه آهن و برده به خليج فارس مي آوردند. برخي محققين معتقدند كه فنيقي‌ها تجربيات خود در دريا نوردي، تجارت و روابط بين المللي دريايي را به كمك قوم مِينوئن (مينوسي)، كه پيش از ايوني ها در يونان واطراف جزيرة كرت مي‌زيستند، تكميل نموده بودند.8 فنيقي ها به چنان ثروتي و نيروي دريايي وسيعي دست يافتند كه بعدها به خدمت نيروي دريايي هخامنشي در آمدند. و نيز قرنها بعد سلطة خود بر تجارت مديترانه را حفظ نمودند. تا اينكه روميان آنان را در جنگهاي پونيك شكست دادند و بر اقتدار آنان در حوضة مديترانه ضربات مهلكي وارد ساختند.

آشوريان امپراتوري نظامي قدرتمندي بودند كه ناوگان دريايي خود را عمدتاً براي فتوحات به كار مي بردند. چنانكه نخستين كتيبه هاي آشوري كه سارگن كبير در 2872 ق.م. نگاشته است، حاكي از تصرف جزيرة ني دوك كي و نيز عمليات دريايي در سواحل خليج فارس مي باشد. در اين كتيبه از خليج فارس تحت عنوان سرزمين سياهپوستان ياد شده است. آنان در نيمة اول هزارة اول پيش از ميلاد منافع تجاري بسياري در خليج فارس داشتند و بر سلطه بر تجارت اين منطقه تأكيد مي نمودند. چنانكه كتيبه هاي نارام سين آشوري جانشين سارگن، خبر از تصرف ماگان (عمان) و آوردن غنايمي چون، مس، سنگ چخماق و گله هاي بز به سرزمين آشور دارد. از اين گذشته در آن زمان كشتي هاي عمان و بحرين انواع كالاها را بين هندوستان و نواحي اروند جابه جا مي كردند. اين مطلب را تشابه مُهرهاي يافته شده در نزديكي بغداد و نيز مُهرهاي هندي تأييد مي نمايد.9 نقوش برجستة آشوري نشان مي دهد كه نيروي دريايي آشوريان به گروهي غواصي نيز مجهز بود كه عمدتاً براي نفوذ به درون قلعه ها از طريق خندقهاي پر از آب و آبراههاي شهرها، مهارت بسياري داشته اند. و حتي از خيك هاي چرمي كه از پوست حيواناتي چون بز و گوسفند ساخته شده بود، استفاده مي نمودند تا اكسيژن مورد نياز خود را براي تنفس در زير آب تأمين نمايد.10 آنان بنا به گواهي بسياري منابع از جمله  روايات نيمه اساطيري ارمني، نجاران و فلز كاران ماهري بودند.11 و كشتي هاي محكمي مي ساخته اند.

بابليان مردمي ثروتمند و تجمل گرا و داراي ناوگان دريايي و رودخانه اي وسيع و بنادري پررونق بودند. بابل به دليل قرار گرفتن در ميانة‌ راه دريايي كه دره رود سند را به درياي مديترانه و درياي سياه مي پيوست، مركز عمدة تجارت بين المللي در آسياي غربي به شمار مي رفت و بيشتر اين رونق را مديون ناوگان خود بود. كتاب اشعيا، كه يكي از اسفار تورات و مربوط به حدود قرن هفتم ق.م. است، اين مطالب را تأييد مي نمايد. نمايشنامة ايرانيان اثر ايسكيوس يوناني نيز ثروت بابل و مهارتِ نيروي دريايي آن را ستوده است.12

و بي دليل نيست كه بابلي ها،‌همچون مينوئن ها در يونان، از حدود 3000 ق.م خداياني چون «رع» (خداي آبهاي شيرين) و بسياري از خدايان درياييِ افسانه ها شبيه بود، مي پرستيدند.13 بابليان در قرن ششم ق.م بندري در كنار مرداب و نيز شهرِ ترودن Teredon را در ساحل غربي فرات بنا نمودند. از اين گذشته بخت النصر دوم بابلي بندر فنيقي صور در سواحل شرق مديترانه را ويران نمود تا شهر تردون جايگاه تجاري آن بندر را اشغال نمايد. چنانكه تردون تا زمان نئار خرس (دريا سالارِ اسكندر مقدوني) بزرگترين بازار كالاهاي عربستان و هند بوده است. شهر كلدانيِ اور نيز از شهرهاي مهم تجارت دريايي آن روزگار بود.

بابليان از زمان بخت النصر اول(1123 1146 ق.م) به عيلام سلطه داشته و از سواحل شمال خليج فارس نيز بهره مي بردند. و حتي نمادهايي از فرهنگ و تمدن و دريا نوردي آنان در عصر هخامنشي نيز به ايران منتقل شد. تصوير خداي بابلي و درياها و آب و آنسي Oannes كه به شكل نيم ماهي و نيم انسان بر ديوارهاي كاخ بار كورش در پاسارگاد تصوير شده است، شاهدي بر اين مدعاست.



:: موضوعات مرتبط: تاریخ دریانوردی ایرانیان, | بازدید : 2408
:: برچسب‌ها: دریانوردی ,تاریخ, کشتی سازی,

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    کد امنیتی : *
    پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم. دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........



    Statistic: Leading container shipping companies worldwide based on number of owned and chartered ships as of August 11, 2014 | Statista
    Find more statistics at Statista http://marinenews.ir/img/baner/1283000055.jpg http://marinenews.ir/?show=mohtava&id=MTE1