تبلیغات اینترنتیclose
سير تحول قشر دريانوردان در نظام اجتماعي ايران زمین3
 
 

پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم.
دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........

فروشگاه وبسایت بروز شد.

برای مشاهده فروشگاه اینجا را کلیک نمایید

 


تاریخ :  شنبه 4 شهريور 1391
نویسنده :  محمد شریفی

در كنار ساتراپ ها، فرماندهان ارتش هخامنشي از جمله مگابات، پسر عمو و درياسالار داريوش بزرگ در مديترانه، مارد وينوس سپهسالار نيروي زميني و دريايي داريوش و آرتافرن (آرتافرنيس) حاكم ايراني سارد و جانشين مارد- وينوس، حاكميت بيشتري را بر ناوگان چند مليتي هخامنشي اعمال مي كردند. چنانكه مگابات فرماندة 200 ناو جنگي بود و ناخداي يكي از كشتي هاي مينويائي (در كرت) را به دليل كوتاهي در گماشتن يك مامور ديده باني بر ناو خود بر عرشة پايين كشتي خود به طناب كشيد بطوري كه سرش بيرون و بدنش در كشتي بود. ماردوينوس نيز بر 300 كشتي و 20 هزار سپاهي نظارت داشت اما نيروهاي وي در طوفاني در دماغة آتوس از بين رفت (493 ق.م) آرتافرنيس هم براي فتح كليكيه در آسياي صغير، ارابه ها و اسب هاي ايراني را با كشتي به صحنة جنگ انتقال داد.64

اين فرماندهان به تحريك حكمرانان يوناني، از جمله آريستاگوراس جبار مليت، يا با اتحاد با آنان به فتوحات دريايي نايل مي آمدند. در روايت تحريك آرتا- فرنيس توسط آريستاگوراس براي فتح جزيرة‌ ثروتمند ناكسوس، در نزديكي يونان، از زبان هرودت آمده است كه آرتافرنيس 100 ناوي كه تحت فرمان داشت را براي فتح آنجا ناكافي دانسته و براي اين كار 200 ناو و سپاهياني شامل افراد بومي و سربازاني از كليه متحدين هخامنشيان گردآورده بود در خواست كرد. فرماندة اين ناوگان را مگابات پسر عموي داريوش آريستاگوراس و مشاور يوناني وي در امور دريايي برعهده داشت. طبق نوشتة هرودت، آريستاگوراس نقشه اي جهان نما داشت كه بر صفحه اي برنزي حك شده بود و رودها و درياها را نشان مي داد.65

در نتيجه چنين كوششي هايي مراكز دريايي يونان از جمله جزاير لسبوس، لمنوس، ايمبروس، ساموس (توسط اتانس=هوتانه)، تراكية توسط مگابيز و نيز جزيرة ثروتمند قبرس و ناوگان وسيع آن به تصرف هخامنشيان در آمد و ضميمة نيروي دريايي هخامنشي شد. از اين گذشته برخي از يونانيان، بويژه شورشيان ميلت به شوش و نيز به مصب دجله در مجاورت خليج فارس تبعيد شدند كه به احتمال بسيار تجربه هاي آنان در دريانوردي در تكميل يافته هاي ايرانيان مؤثر واقع شد. هرودت از حضور تبعيديان يوناني در جزاير خليج فارس در كنار اقوامي چون سگارتيان زونگيان، تمانيان، اوتيانها و ميسي ها (ميشاني ها «؟») ياد كرده است. و احتمالاً اين تبعيديان همان سربازان، ملوانان پاروزنان و ناوبانهايي بودند كه طي شورش ميلت در اتحادية يونانيان عليه نيروهاي داريوش حضور داشتند. هرودت مي نويسد كه در سركوب شورشي مليت به جز ناوگان فنيقي كه با جان و دل خدمت مي كردند، زيرا كمتر از ساير ملل ماليات مي دادند، مصريان، قبرسي ها و دريانوردان كليكيه به ارتش هخامنشي ياري مي رساندند. اين تحولات نشان مي دهد كه هخامنشيان ضرورت نيروي دريايي را احساس نموده و با استفاده از تجارب گذشتگان و ملل تابعة خود تشكيل نيروي دريايي را شروع كرده بودند. كارگاههاي كشتي- سازي فنيقي و آسياي صغير و سواحل بسفر و داردانل به امر شاهان هخامنشي فعال بود و كشتي هايي مي ساخت كه از كشتيهاي يوناني بزرگتر و سريعتر بود.66 گويا كاركنان هر كشتي از همان ملتي بودند كه كشتي به دست آنها ساخته شده بود. لشكريان هخامنشي نيز از ملل گوناگوني چون نوبيان، مصريان، بابليان و ايلامي ها و بودند. اما نيروي اصلي سازمان دهندة ارتش و هستة مركزي آن را پارسيان تشكيل مي دادند. گرچه بنا به گواهي پاپيروسهاي الفانتين تعداد آنها در ارتش ا زملل ديگر كمتر بود. فرماندهان نيروي دريايي از سه قوم پارسي، مادي و سكايي انتخاب مي شدند. هرودت علت اين امر را احترام و اعتماد پارسها به اقوام نزديك و همسايــــــــة خــود مي دانست. بويژه كه اين سه قوم از يك نژاد بودند.67 كتيبه هاي داريوش در تخت جمشيد از جمله كتيبة مدخل جنوبيِ صفه (مدخل اصلي)، در هنگام ذكر ملل تابعة‌ خود از ملت هاي دريانوردي چون ايلام، بابل، مصر، لوديه، ايونيه، يونانياني كه در جزايرند و كشورهايي كه در آن سوي دريا ]ي اژه[ اند، هند شمال غربي و مكران ياد مي كند. 68 كه احتمالاً در مناصب بعد از فرماندهي دريايي خدمت مي نموده اند.

4-2-2-2- خشايار شاه اول و عصر زورآزمايي دريايي ايران و يونان

خشايار شاه اول (466- 485 ق.م)، جانشين داريوش اول، بيشترين نبردهاي دريايي را با يونان داشته است كه مشهورترين آنها نبرد سالاميس در 480 ق.م و جنگ ميكال بودند. اين امر نشان مي دهد كه ايرانيان به حدي از تجربه در دريانوردي رسيده بودند كه بنا به گواهي هرودت ایرانیان در نبرد دريايي سالاميس بهتر از فنيقي ها و مصريان مي جنگيدند، از اين گذشته پس از غرق شدن ناوگان ماردونيوس پس از نبرد پلاته،‌دو مهندس ايراني بنامهاي بوباريس فرزند مگابيزوس و آرتاكايوس پسر آرتايوس دماغة آتوس در سواحل يونان را عريض كردند چنانكه دو قايق پارويي از آن مي توانستند بگذرند.69 با اين وجود اندازة بزرگ و كم تحرك كشتي هاي هخامنشيان و فراواني آنها در سواحل صخره اي و تنگه هاي درياي يونان از عوامل ناكامي هاي نيروي دريايي خشايارشاه بويژه در سالاميس شده و هنرنمايي تيراندازان ایران كه به قلابهاي مفرغي براي حمله به كشتي دشمن مجهز بودند، مانع از شكست نيروي دريايي هخامنشي از ملوانان آتني نشد. ملوانان آتني پس از اين پيروزي قدرت سياسي شهر آتن را بدست آوردند، آتن را به بندر و دريا متصل نمودند و حتي تريبون خطابه را رو به دريا نهادند. از آن پس آتن به تقويت نيروي دريايي اتحادية دولت شهرهاي يونان پرداخت. تا آنجا كه مخالفان تميستوكل، سياستمدار آتني، از جمله ستزيمبروت مي گفتند كه تميستوكل »نيزه و سپر را از آتني ها گرفت و پارو بدستشان داد» وي نيروي درياي منظمي بوجود آورد چنانكه برهر ناو آتني هجده مرد جنگي، شامل چهار تيرانداز و بقيه مسلح به خنجر و نيزه و سپر، قرار مي گرفت.70

قشربندي نيروي دريايي ايران هم در عهد خشايار به اين صورت بود كه پس از خشايار شاه كه خود را سالار دريا مي ناميد، در كنار معدود فرماندهان يوناني، از قبيل تميستوكل، از افراد خاندان هخامنشي براي عهده داري مناصب عالي آن استفاده عالي آن استفاده مي شد كه از جمله آنها است:‌اربا پيگن پسر داريوش ، پركزاسپه پسر اسپاتين، مگاباز پسر مگابت آريامنس كه در جنگ تن به تن در يك كشتي يوناني به آب افتاد و كشته شد، تي تروس تس كه پس از شكست ميكال و سالاميس از برابر سيمون يوناني گريخت و هخامنش پسر داريوش  از دختر گبرياس كه فرمانده ي ناوگان  ايونيه و كاريه در زمان خشايار شاه بود.

از اين گذشته فرماندهاني چون آرتميسيا همسر حاكم سابق كاريه و دختر لوگداميس فرماندار هاليكارناس  با ناوگان خود عليه يونانيان با خشايار شاه متحد شده بود و بنا به گفتة هرودت «هيچ كدام از فرماندهان تابع ايران به اندازة او به خشايارشاه رأي صائب نداده است و راهنمايي گرانبها نكرده است» و پنج ناوي كه وي فراهم نموده بود، پس از ناوهاي فنيقي، معروفترين ناوها بود.

شاهزادگان هخامنشي در نيروي دريايي، علاوه بر فرماندهي گاه به سفرهاي اكتشافي نيز اعزام مي شدند و حتي اين سفرهاي پررنج و طولاني بعنوان مجازاتي براي برخي از آنان تلقي مي شده چنانكه ستاسپه پسر چيش پش به سبب تجاوز به دختر زوپير فرزند مگابيز در آغاز به حكم خشايارشاه به اعدام محكوم شد. اما با وساطت مادرش، كه عمه خشايارشاه بود، ملزم شد كه در قبال آزادي خود سواحل دور آفريقا را اكتشاف كند. ستاسپه از سواحل ليبي به سمت غرب حركت كرد تا پس از دور زدن آفريقا از راه درياي سرخ به مصر بازگردد. اما ستاسپه پس از ماهها كشتيرانيِ پررنج، نوميدانه، از همان راه به مصر بازگشت و به حكم خشايار شاه اعدام شد.

در اقشار پايين تر از فرماندهان، تنوع مليتي در ميان افراد نيروي دريايي خشايار شاه بيشتر بود و عبارت بودند از:

1ـ سربازان جزاير خليج فارس كه تبعيديان يوناني و ايراني در ميان آنان حضور داشتند. و احتمالا ايلاميان نيز در شمار آنان بودند و به سپري سبك بافته از تركه هاي بير، نيزة كوتاه و كمانهاي بومي و تيرهايي از جنسي ني مجهز بودند. فرماندهي اين دسته را با گس پسر مردونتس ، فرماندة آيندة پادگان موكال در سواحل آسياي صغير، بود.

2ـ فنيقيان، سريانيان و فلسطيني ها كه ملوانهاي آنان كلاه خودي شبيه يونانيان وسينه بند كتاني و سپرو زوبين داشتند (300 ناو).

3ـ ملوانان مصري با كلاه خودهاي مشبك، سپر گوله لبه پهن، نيزه هاي چوبي ، تبر زين سنگين، زره و كارد بر كمر (200 ناو).

4ـ قبرسي ها كه خود را به سالاميس و يونان منتسب مي ساختند، برخي را فنيقي يا حبشي مي ناميدند، از سربند (عمامه) و مانند بيشتر ملوانها كلاه خود نوك تيز استفاده مي كردند.

5ـ ملوانان كليكي كه كلاه خودهاي بومي، سينه بندهاي پشمي، سپر سبك از پوست خام، دوزوبين، شمشيري شبيه به شمشيرهاي مصري داشتند و خود را به فنيقيان منتسب مي نمودند. (100 ناو).

6ـ ملوانان پامفيلي داراي اسلحه هاي يوناني و منتسب به يونانيان پس از جنگ تروا (30 ناو).

7ـ ليكي ها زره بر ساق پاو سينه بند، كمان چوبي، تيرهايي از جنس ني و بدون سپر، خنجر و چنگك (قلاب) و كارد داشتند (50 ناو).

8ـ دوريهاي آسيايي، اصلا از پلوپونز و مجهز به تجهيزات يوناني بودند (30 كشتي).

9ـ كاري ها، مجهز به تجهيزات يوناني و چنگك و كارد (70 كشتي).

10ـ ايوني ها مجهز به اسلحه هاي يوناني .

11ـ جزاير نشينها (جزاير يونان) مجهز به اسلحه هاي يوناني.

12ـ ملوانهاي شهرهاي كرانه هلسپون (داردانل) و بسفور مجهز به اسلحه هاي يوناني و برخي از آنان به حفاظت پل هاي تنگه هاي بسفر و داردانل گماشته مي شدند.

غواصان كه پيش از اين تمدنهاي گذشته ذكر آنها رفت، در عصر هخامنشي نيز نقش مهمي را در ميان دريانوردان بر عهده داشته اند چنانكه هرودت در شرح نبردهاي دريايي خشايارشاه مي نويسد: «در كشتيهاي پارسي مردي بود سكولياس ام، اهل سيون كه از ممتازترين غواصان زمان بود و بعد از در هم شكستن جهازات ايراني مقدار كلاني اجناس گرانبها در بليون براي سر كرده - هاي خود و مقدار زيادي نيز براي خويشتن جمع آوري كرده بود....] بر طبق حكايتي مشكوك[ وي در افته، به زير آب رفته و از آرتميزيون مسافتي معادل ده ميل سر از‌ آب برآورده داستانهاي اغراق آميز ديگري نيز درباه‌ي سكولياس نامبرده گفته اند و از چند روايت كه راست نمي نمايد. من فورا به يكي از آنها اشاره كردم.»72

هرودت دربارة تعداد ناوگان تحت فرمان خشايار شاه رقم مبالغه آميز 4207 كشتي را ذكر مي كند؛ و از انواع گوناگوني بوده اند، كه از اين كشتي هاي حمل اسبان و قايق ها تا ناوهاي ((تري رم(( (سه رده اي) كه داراي سي  تا پنجاه پارو بودند، را شامل مي شد. اين كشتي ها سربازان پارسي، مادي و سكايي را جابه جا مي كردند، كه افسران ملل گوناگون بعنوان مزدور، در زير دست آنان فعاليت مي كردند. از اين گذشته ناخدايان و ناو باناني ماهر به علوم گوناگون دريانوردي ، از جغرافيا ، ستاره شناسي و هواشناسي و در اين كشتي ها حضور داشتند و نيازهاي علمي استراتژيست هاي نظامي و حتي شاه را برآورده مي كردند و گاه اطلاعات آنان بطور مكتوب به نظر خشايار شاه مي‌رسيد73

در ردة پايين تر از سربازان و ناوبانان و سكان داران ، پاروكشان قرار داشتند كه در هر كشتي سه رده اي حدود سي تا پنجاه نفر از آنان به پارو زني مشغول بودند. البته در هنگام وزش باد موافق، بادبانها كار اين قشر را آسانتر مي نمودند. به نظر مي رسد كه تنگه ها و سواحل صخره اي، مثلا در يونان، سرعت عمل و قدرت بازوان آنان نيرويي مؤثر در شكستن كشتي دشمن يا محاصرة آن بود. افرادي نيز در شناورهاي حمل چهارپايان وجود داشتند (80 نفر در هر شناور) كه وظيفه تأمين علوفه و نگهداري آنان را بر عهده داشتند74

اما بايد به اين نكته توجه داشت كه پس از شكست هاي خشايار شاه در درياهاي يونان در سال 480، تلفات بسياري وارد شد. شورش مصر و جدا شدن ناوگان مصري از نيروي درياي ايران اين ضايعه را مضاعف نمود. در يونان نيز پس از پيروزي بر خشايارشاه، اتحادية دولت شهرهاي يوناني فرو پاشيد . اما آتن با اتكا  بر ناوگان نيرومند خود كشتي هاي متحدين سابق خود، بجز جزيره ي خيوس chios و لسبوس را تصاحب كرد، كه زمينة جنگهاي طولاني پلوپنزي ميان آتن و اسپارت شد.75 بايد دانست كه پس از نبرد سالاميس، يونانيان سرنوشت خود را وابسته به نيروي دريايي خود تلقي كردند. و در ابداع روشهاي نوين در دريانوردي مي كوشيدند تا آنجا كه اسپارتها وسايلي ساختند كه بوسيلة آن كشتي هاي خود را از خشكي از تنگه كورنت به دريا مي‌رساندند.

5-2-2-2- روزگار پس از خشايارشاه و جايگزيني سياست و تفرقه بينداز و حكومت كن و كاهش جنگهاي دريايي.

 جانشينان خشايارشاه ، از زمان اردشير اول (425 – 466 ق.م)، گرچه گاه با كمك ناوگان فنيقي خود و با اتكاي بيشتر بر نيروي زميني شورشهاي ايالاتي چون مصر كه به تحريك و با كمك يونانيان سراز اطاعت هخامنشيان پيچيده بودند، را سركوب مي نمودند، اما از اين پس سياست كلي آنها تشديد رقابت و درگيري ميان آتن و اسپارت براي رفع تهديدات آنان بود. با اين وجود اردشير براي سركوب شورشيان مصر كه به تحريك آتن راه سر پيچي در پيش گرفته بودند، ابتدا اسپارتها را تطميع كرد. اما چون اين رويه اثر بخش نشد، با ناوگان خود ناوگان آتني را در جزيرة پروسوپي در رودخانة نيل چنان محاصره كرد كه آتنيان بناچار كشتي هاي خود را آتش زدند تا به دست دشمني نيفتند. اين پيروزي با تدبير سرداري چون مگابيز كه جريان آب نيل را عوض كرده بود، حاصل شد. البته ناوگان فنيقي نيز كما بيش در سركوب شورش ايناروس، فرعون شورشي مصر همكاري داشتند (455 ق.م) قبرسي ها نيز از ديگر ملل دربانورد دولت اردشير اول هخامنشي محسوب مي شدند كه سيمون آتني رئيس اتحاديه دولت شهرهاي يوناني عليه هخامنشيان، به انتقام شكست در مصر سعي در تهديد آنها نمود. ولي با سيصد ناو قبرسي به فرماندهي آرتابازوس (دريا سالار ايراني) و ناوهاي بسيار بيشتري به فرماندهي مگابيزوس در كليكيا مواجه شد. اما نهايتا يونانيان پيروز شدند. و صد كشتي از فنيقي و كليكي به غنيمت آنان رفت مجموع اين وقايع نشان مي دهد كه سرداران مزبور، كه خود معمولا ساتراپ هاي ايالات ساحلي امپراتوري هخامنشي بودند، علاوه بر فرماندهي ناوگان و نيروهاي دريايي و زميني و طراحي راهكارهايي براي مقابله با نيروي دريايي يونان  از جمله برگرداندن  مسير رودها، به تدابير سياسي همچون تحريك آتن  و اسپارت عليه يكديگر و تقويت نيروهاي آنها از جمله نيروي دريايي، و به خودمشغول نمودن وتضعيف نمودن آنها متوسل مي شدند. البته در عين حال پايگاههاي دريايي خود در مجاورت يونان، بويژه فنيقيان قبرس ، را حفظ و تقويت مي نمودند. در مقابل، سرداري چون تيسافرن نيز به روشهاي گوناگون از جمله عدم پرداخت دستمزد ملوانان يوناني و جلوگيري از اينكه يكي از دولتهاي آتن يا اسپارت ديگري را بطور كامل نابود كند، خود همة امكانات و قدرت را در دست گيرد و به رقيبي جدي براي ايران، گردد، جلوگيري مي نمودند. در اين بين معامله اي ميان ساتراپ هاي ايراني و ناخدايان يوناني برقرار شده بود كه با ناخدايان يوناني متعهد مي شدند كه از ساتراپ بعنوان فرماندة سپاهيان ايران حمايت كنند و حتي سربازان يوناني نيز بعنوان مزدور جايگزين سپاه جاويدان شوند. ساتراپ نيز با ثروت بي پايان خود آنان را حمايت مي نمود.76

روايات اساطيري ايراني مربوط به سفرهاي داراب در درياي يونان وعمان و حكومت وي در آنجا كه برخي او را با اردشير دراز دست (اردشير اول هخامنشي) قابل انباق مي دانند، نيز كما بيش به رونق دريانوردي در آن اعصار اشاره دارد. در اين داستانها مردم عمان و يونان را مردمي دريانورد و حاكم بر جزاير درياها معرفي شده اند كه به كمك نيروي بدني و فر ايزدي داراب به زير فرمان ايران زمين  در مي آيند. داراب در اين حين از مساعدت غلامان ايراني الاصل همچون بهزاد نامي، بهره مي برد. در اين داستانها به بازرگانان ايراني از جمله شاپور و مهراسب پارسي، كه همچون بهزاد غلام در درياهاي يونان و عمان در آمد و رفت بوده اند، اشارت رفته است. و شايد بتوان اين اشارات را بقايايي از خاطرات گذشته اين اقشار دريانورد به شمار آورد.77

پس از سلطنت كوتاه خشايار شاه دوم (424- 425 ق.م) ، با آغاز سلطنت داريوش دوم (404-424 ق.م) روابط ايران و يونان در دريا از سر گرفته شد. در اين زمان تيسافرن Tissaphernes از سوي داريوش دوم بعنوان ساتراپ ليديه، ايونيه وغرب آسياي صغير يونان منصوب شده و طبعا فرماندهي نيروي دريايي و رسيدگي به امور آن را برعهده داشت. در اين زمان جنگهاي پلوپونز ميان آتن و اسپارت هنوز ادامه داشت. و آتن مانع پرداخت ماليات دولت شهرهاي آتني به دولت ايران مي شد. از اين رو تيسافرن، به همراه نمايندگان شهرهاي خيوس و اروتره كه از پايگاههاي مهم دريايي آنجا بودند، با اسپارت عليه آتن متحد شد. فرناباذ، ساتراپ ايراني در آسياي صغير، نيز همين تصميم را داشت و با كمك ناوگان هلسپونت (داردانل) مي كوشيد كه دولت شهرهاي يوناني را، ضمن اتحاد با اسپارت، بر آتن به شورش وادارد. فرماندة ناوگان اسپارت، جاسوسي بنام فرونيس را فرستاد تا دربارة تعداد ناوگان خيوس تحقيق كند و هنگامي كه مطمئن شد كه خيوس حدود 60 كشتي دارد، با تيسافرن و خيوس متحد شد. و 40 كشتي را به فرماندهي ملانخريداس Melanechridas فرستاد. اما به سبب زمين لرزه فقط پنج كشتي از آنها به فرماندهي خالكيدئوس نامي به كمك تيسافرن اعزام شد. تيسافرن نيز گاهي به آتن و گاه به اسپارت ياري مي رساند. چنانكه به بهانة آوردن 147 فروند ناوگان فنيقي به آسپندوس (در درياي اژه) رفت. و شخصي به نام تاموس را بعنوان نمايندة خود باقي گذارد تا در غياب وي مزد سربازان را بپردازد. اسپارت و متحدين آن از غيبت تيسافرن ناراحت شدند. زيرا تاموس در پرداخت مزد سربازان تعلل مي نمود. و اين موجب تضعيف ناوگان آنها مي شد. و حتي عده اي معتقد بودند كه مراد تيسافرن از آوردن ناوگان فنيقي، اين بود كه خدمة كشتي ها براي معافيت از خدمت به وي پول بدهند. چون وي به هر حال قصد نداشت از خدمت آنان استفاده كند و با آتن بجنگد. توسيديد خود معتقد بود كه علت اينكه تيسافرن در بازگشت، ناوگان فنيقي را به همراه نياورد، اين بود كه نيروي جنگي يونان را تضعيف كند واينكه هيچ يك از دو دولت آتن و اسپارت به سبب استفاده از كشتي هاي او بر ديگري برتري نداشته باشند.78 مطالب فوق نشان مي دهد كه هخامنشيان از نقش مستقيم نيروي درياي خود در سواحل يوناني درياي اژه كاسته بودند و سياست تشويق جنگهاي فرسايشي ميان آتن و اسپارت را براي تخريب نيروي دريايي آنان در پيش گرفته بودند. اين امر نشان در تغيير اخلاق دريانوردان يوناني نيز است. آنان كه در گذشته براي حفظ تماميت يونان جانفشاني مي نمودند، در اين دوره به مزدوراني تبديل شده بودند كه دستمزد بيشتر ملاك عمل آنان شده بود. دريانوردان ايراني نيز بيشتر به تجارت ميان هند- عربستان و مصر مشغول شده بودند.

 



:: موضوعات مرتبط: تاریخ دریانوردی ایرانیان, | بازدید : 1386
:: برچسب‌ها: دریانوردی ,تاریخ, ایران,

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    کد امنیتی : *
    پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم. دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........



    Statistic: Leading container shipping companies worldwide based on number of owned and chartered ships as of August 11, 2014 | Statista
    Find more statistics at Statista http://marinenews.ir/img/baner/1283000055.jpg http://marinenews.ir/?show=mohtava&id=MTE1