تبلیغات اینترنتیclose
روابط ايران و انگليس در دوره ي نادرشاه افشار
 
 

پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم.
دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........

فروشگاه وبسایت بروز شد.

برای مشاهده فروشگاه اینجا را کلیک نمایید

 


تاریخ :  دوشنبه 19 آبان 1393
نویسنده :  محمد شریفی

نگاهي به اوضاع سياسي ايران در زمان حكومت افشاريه

نادرافشار به عنوان كسي كه توانسته بود ‌ افغان ها را سركوب ، بيگانگان را از خاك ايران بيرون راند و امنيتي نسبي در كشور ايجاد كند ، اعتبار زيادي كسب كرده و خود را لايق اداره ی كشور نشان داده بود . در نهايت در شوراي دشت مغان به سال ۱۷۳۵ م / ۱۱۴۸هـ . ق . به عنوان پادشاه ايران برگزيده شد .

دوران سلطنت نادرشاه ۱۷۴۷ – ۱۷۳۵ / ۱۱۶۰ – ۱۱۴۸ هـ . ق . بيشتر صرف سركوب شورش هاي داخلي و نبرد با همسايگان شد . به عبارت روشن تر دولت نادر ، دولتي نظامي بود كه در آن سپاهي گري و انجام عمليات نظامي عليه مدعيان داخلي و دشمنان خارجي اهميت داشت . لذا فرصت چنداني براي پرداختن به وضعيت نابسامان اقتصادي و اجتماعي كشور وجود نداشت . جنگ هاي پياپي اين دوره نيز بر آشفتگي اوضاع و مشكلات كشور مي افزود . شرايط مالي مردم به واسطه ی ستم مأموران مالياتي و جنگ هاي داخلي رو به وخامت نهاده  و تاراج سرزمين هند نيز تأثيري در بهبود آن نداشت . 

نادر در اواخر عمر دچار نوعي بدبيني نسبت به اطرافيان خود شد تا جايي كه امر به كور كردن فرزند خود رضا قلي نمود . رفتار جنون آميز نادر و ستمي كه بر زيردستان و مردم روا مي داشت ، همه را به ستوه آورده بود . سرانجام در ۱۷۴۷م/ ۱۱۶۰ هـ . ق . در خبوشان ( قوچان ) به دست تني چند از سردارانش به قتل رسيد .

با مرگ نادرشاه  دولت وي از هم پاشيد . احمدخان ابدالي در قندهار دعوي حكومت كرد. عليقلي خان برادر زاده ی نادر فرزندان و نوادگان ذكور وي را به قتل آورد و خود را شاه ايران خواند . اما دولت وي مستعجل بود و توسط برادرش ابراهيم خلع گرديد . سرداران خراسان نيز طرف شاهرخ پسر رضا قلي را گرفته ابراهيم را شكست داده ، شاهرخ را بر تختگاه خراسان نشاندند . چندي نگذشت كه گروهي به طرفداري سيد محمد متولي ، شاهرخ را کور ساختند . مدتي بعد شاهرخ نابينا دوباره به حكومت برداشته شد و تا سال ۱۷۹۵ م/ ، ۱۲۱۰ هـ . ق .‌  به حكومت محدود خود برخراسان ادامه داد . غير از خراسان در ديگر مناطق ايران مدعياني چون محمد حسن خان قاجار، آزادخان افغان، ابوالفتح خان و عليمردان خان بختياري ، كريم خان زند و . . . براي رسيدن به حكومت به نزاع با يك ديگر برخاسته بودند .

به اجمال بايد گفت دوره ی پس از مرگ نادرشاه افشار ،  دوراني سخت و پرتلاطم و پراز درگيري هاي خونين ميان مدعيان براي رسيدن به تاج و تخت بود . پيامد اين درگيري ها ،ويراني و كشتار بسيار براي ايران بود . اقتصاد رو به زوال نهاد و بهدنبال آن تجارت خارجي نيز به ورطه ی نابودي و انحطاط رفت . (۱)

نادر شاه و انگليسي ها ، انگيزه هاي رابطه

به روزگار حكومت نادرشاه افشار بر ايران ، انگليسي ها از طريق شركت مسكوي و كمپاني هند شرقي با ايران در ارتبــاط بودند . شركت مسكوي در نواحي شمـالي ايران فعـاليت مي كرد و كمپاني هند شرقي انگليس بيشتر از مسير خليج فارس با ايران مراوده داشت .

دولت نادرشاه درارتباط خود با انگليسي ها اهدافي را دنبال مي كرد كه الهام گرفته از سياست هاي اين دولت بود :

1- از جمله اهداف دولت افشاريه در روابط با كشورهاي ديگر مسئله ی تجارت بود . نادرشاه و پسرش رضا قلي توجه زيادي به تجارت خارجي داشتند . به دليل اشتغالات نظامي نادر ، نقش رضاقلي در تجارت خارجي اهميت بيشتري داشت . به گونه اي كه تجارت ابريشم ايران با دنياي خارج در انحصار وي بود . رضا قلي در نامه اي به پدرش مي نويسد كه ۵/۱ ميليون تومان پول دارد كه از راه تجارت به دست آورده است .(۲)  بنابراين دولت افشار براي به دست آوردن درآمد ، تلاش مي كرد كه تجارت خارجي خود را احيا كند . اما ركود فعاليت هاي اقتصادي در ايران و بحران هاي داخلي كه پيامدش كاهش توليد نيز بود تأثيرات سويي بر تجارت خارجي ايران گذارده بود . با وجود اين مسائل دولت نادرشاه براي ايجاد رونق در تجارت خارجي ايران  ، انحصارات بازرگاني  را به تجار و شركت هاي تجاري خارجي به خصوص انگليسي ها واگذار كرده بود . براي تشويق انگليسي ها به تجارت با ايران ، رضا قلي به آنان اجازه ی داد و ستد در سراسر ايران ، تأمين امنيت و حمايت از آنان را وعده داده بود . به عبارت ديگر دولت افشار در رابطه ی خود با انگليسي ها رونق تجارت و كسب درآمد بيشتر را از اين طريق دنبال مي كرد .

2- نادرشاه براي رسيدن به هدف هاي نظامي خود يعني کشورگشایی و براي احيا و رونق تجارت ايران به فكر ايجاد نيروي دريايي در درياي خزر و خليج فارس افتاد . تأسيس اين نيرو مي توانست دولت افشار را از لحاظ نظامي در برخورد با روس ها در شمال ونیز قبايل ساكن درجزاير و سواحل خليج فارس در موقعيت بهتر و قوي تري قرار دهد تا بدين وسيله بتواند حاكميت خود را در صورت لزوم بر سواحل  جنوبي ايران و جزاير خليج فارس اعمال كرده ، توان سركوب فراريان ناراضي چون محمد خان بلوچ راكه در جزاير خليج فارس پناه مي گرفتند ، داشته باشد . نادرشاه براي تأسيس نيروي دريايي نياز به خريد كشتي داشت ، بنايراين سعي كرد انگليسي ها را وادار به فروش كشتي جنگي به ايران نمايد . همچنين نادر اميدوار بود از كشتي هاي جنگي انگليسي در سركوب دشمنان خود در خليج فارس مدد گيرد ، از طرفي براي تجارت نياز به استفاده از كشتي هاي انگليسي داشت لذا دولت افشار مي خواست در تأسيس نيروي دريايي از مساعدت انگليسي ها بهره مند شود .  

انگليسي ها نيز در رابطه ی خود با دولت افشاريه هدف هايي را تعقيب مي كردند :

1- انگليسي ها علاقه داشتند در تجارت با ايران از تسهيلات و امكانات بيشتري برخودارشوند . لذا سعي مي كردند از نادر شاه و فرزندش رضا قلي فرمان هايي در اين مورد بگيرند . از جمله به پيشنهاد جان التون (۳) در سال ۱۷۳۹ م / ۱۱۵۲ هـ . ق. رضا قلي فرماني صادر كرد كه عمال شركت مسكوي مي توانستند آزادانه به بنادر درياي خزر وارد و در تمام ايالات ايران تجارت نمايند . انگليسي ها مي توانستند ابريشم خام ايران را صادر و در هر جايي كه نياز باشد خانه و انبار بسازند و حكومت افشار متعهد به تأمين امنيت براي آنان بود .  حكام ايالات نیزموظف به حمايت و كمك به بازرگانان انگليسي بودند كه با ايران داد و ستد مي كردند .

2- انگليسي ها كه مانند روسيه نگران تشكيل نيروي دريايي ايران بودند، نمي خواستند نيروي دريايي قدرتمندي در ايران  ايجاد شود . زيرا اين امر از نظر سياسي ، نظامي و تجاري تهديدي براي منافع آنان در خليج فارس به شمار مي رفت . به همين دليل بود كه نمايندگان كمپاني هند شرقي انگليس در ابتدا حاضر به فروش كشتي جنگي به دولت نادرشاه نشدند و به هنگام یورش سپاه نادر به بصره ، كشتي هاي جنگي انگليسي به اصرار پاشاي بصره به مقابله با ناوگان ايران شتافتند . با وجود تلخي اين شكست  چون نادر در صدد ايجاد  نيروي دريايي مقتدری بود و بدون كمك انگليسي ها تهيه كشتي جنگي امكان نداشت ، ترجيح داد با آنان مدارا كند .

اقدام نادر براي تأسيس نيروي دريايي ايران و واكنش روس ها و انگليسي ها       

نادرشاه براي تسلط بر سواحل و جزاير خليج فارس گسترش تجارت خارجي و مقابله با توسعه طلبي هاي روسيه در درياي خزر ، ناگزير به ايجاد نيروي دريايي بود . روحيه نظامي گري وي نيز تمايل به تأسيس نيروي دريايي را تشديد مي كرد .

نخستين اقدام نادرشاه براي ايجاد نيروي دريايي در زماني بود كه محمدخان بلوچ از واليان طرفدار شاه تهماسب دوم ، عليه نادر قيام و به جزيره كيش گريخت . هم چنين تعدادي از فراريان افغان به مسقط پناه بردند . نادر براي تعقيب محمدخان بلوچ ، فردي به نام لطيف خان را به بندرعباس فرستاد تا ترتيب خريد يا اجاره ی دو فروند كشتي جنگي را از نمايندگان كمپاني هاي هند شرقي انگليس و هلند بدهد . اما نمايندگان اين دو كمپاني به فرستاده ی نادر پاسخ منفي دادند .(۴) نادرشاه ، ليطف خان را مأمور كرد با مركز قرار دادن بوشهر چند كشتي تهيه كند . وي موفق به خريد چند فروند كشتي جنگي شد و سفارش خريد كشتيهای دیگر نيز به بندر سورات هند داده شد.

در سال ۱۷۴۰ م/ ۱۱۵۳ هـ . ق . نادر شاه به فكر ساخت كشتي در بوشهر افتاد.قصد وي از اين كار آن بود كه از نظر ساخت كشتي بی نیاز از بيگانگان باشد . از طرفي كمپاني هند شرقي انگليس ( كه پس از تهديد ايران حاضر به همكاري در خريدكشتي ايران توسط ايران شده بود ) به ازاي هر كشتي كه به ايران مي داد  پول نقد مي خواست و امتياز جديدي را مي طلبيد .(۵)

نادر شاه براي ايجاد كارگاه هاي ساخت كشتي در بندرعباس  از نماينده ی كمپاني هند شرقي فرانسه در اين بندر درخواست همكاري كرد كه به نتيجه نرسيد .(۶) در ايامي كه نادرشاه در دهلي اقامت داشت  دستور خريد بيست فروند كشتي را صادر كرد تا در خدمت نيروي دريايي ايران در آب هاي جنوبي قرار گيرند . نادر يك اروپايي به نام لاپوتري را نیزمأمور نظارت بر عمليات كشتي سازي در بوشهر نمود ، اما وي اطلاعاتي در مورد كشتي سازي نداشت و به اجبار به اين كار گماشته شده بود. انگليسي ها كه حضور قدرتمند ايران در خليج فارس رابه زيان خود مي ديدند ، از تأسيس نيروي دريايي ايران توسط نادرشاه ناراضي بودند . زماني كه لطيف خان از دو نفر انگليسي دو فروند كشتي خريداري نمود، نماينده ی كمپاني هند شرقي انگليس در بندرعباس ناراحتي خود را ابزار نمود ودفتربمبئي نيز به وي دستور داد از اين بعد به ايران كشتي فروخته نشود .

نادر شاه ايجاد نيروي دريايي را در درياي خزر را نيز در نظر داشت به طوري كه در سال ۱۷۴۱ م/ ۱۱۵۴ هـ . ق.كه عزم سركوب ياغيان لزگي و گرجي را داشت ، از دولت روسيه در خواست تحويل ده كشتي حمل آذوقه نمود . اما دولت روسيه اين درخواست را به توصيه كالوشكين سفير روسيه در ايران رد كرد .(۷)

نادر كه به اهميت درياي خزر و لزوم داشتن نيروي دريايي در آن جا پي برده بود ، يك نفر انگليسي به نام جان التون را به خدمت ارتش ايران درآورد تا براي مقاصد نظامي و تجاري كشتي بسازد . التون با لقب جمال بيك مشغول به كار شد . اما دولت روسيه به مخالفت شديد و كارشكني عليه وي پرداخت . زيرا اين دولت كه از قدرت نظامي نادرشاه در هراس بود، نمي خواست در درياي خزر نيز به وسيله ی نيروي دريايي نادرشاه تهديد شود . به همين دليل و براي در تنگنا قرار دادن التون ، تجارت با انگليسي ها را از راه درياي خزر ممنوع و تجار انگليسي را اخراج نمود.

اهداف نادرشاه از تأسيس نيروي دريايي در خزر ، جلوگيري از راهزني هاي تركمنان در سواحل شرقي خـزر ، سركوب لزگي هــا در سواحـل غربي ايـن دريـا ، تأمين انحصـار تجارت ايـران با حاجي ترخان و تثبيت حاكميت ايران در اين دريا بودند . (۸)

باوجودي كه التون موفق به ساخت چند كشتي شد ، پس از مرگ نادرشاه وي نيز در درگيري هاي داخلي ايران كشته شد و نيات نادر براي تأسيس نيروي دريايي ناتمام ماند .

روابط ايران  و كمپاني هند شرقي انگليس در دوره ی نادرشاه افشار

پس از هجوم افغان ها به ايران  تجارت رو به انحطاط رفت . به دليل شرايط بحراني ايران كمپاني هند شرقي انگليس تجارت خانه ی خود را دراصفهان تعطيل و كاركنان آن را به بندرعباس فرستاد . اگرچه هلندي ها تجارت خانه ی خود را در اصفهان نگه داشته بودند ، اما به زحمت هزينه ی اين نمايندگي تجاري را تأمين مي كرد .(۹) در سال۱۷۲۸م / ۱۱۴۱ هـ . ق . زبردست خان افغان كه شيراز را تصرف كرده بودگروهي از سپاهيان خود را به بندرعباس فرستاد ، اما با مقاومت اروپاييان مقيم بندرعباس ناگزير به بازگشت شد . انگليسي ها كه به اميد روزهاي بهتر در بندرعباس باقي مانده بودند ، تاب تحمل سلطه هلنديان بر خليج فارس را نداشتند و هنگامي كه هلندي ها جزيره هرمز را اشغال كردند آنان را مجبور به تخليه اين جزيره نمودند . (۱۰)

دوره ی فرمانروايي نادرشاه افشار بر ايران ، همزمان با گسترش تكاپوهاي اروپاييان براي تجارت با مشرق بود . اما اشتغال دایمي نادر به جنگ فرصت چنداني براي ايجاد روابطي استوار با كشورهاي اروپايي باقي نمي گذاشت . از سوي ديگر اروپاييان نيز اوضاع آشفته ايران را با ترديد و نگراني زير نظر داشتند و تمايل زيادي براي ايجاد روابط گسترده با ايران نشان نمي دادند .

درعصر حكومت نادرشاه روابط ايران با انگليسي ها شامل رابطه با شركت مسكوي و كمپاني هند شرقي بود . اين رابطه بيشتر جنبه اقتصادي داشت و بازرگانان انگليسي كالاهايي را به ايران وارد و از ايران نيز كالاهاي چون ابريشم به اروپا صادر مي كردند . كمپاني هند شرقي كه فعاليت محدودي در بندرعباس داشت به دليل ناآرامي هاي داخلي ايران به بندر بصره توجه كرده در سال ۱۷۳۸ م / ۱۱۵۱ هـ . ق. به كمك كشتي هاي جنگي خود يك نمايندگي فعال تجاري در اين بندر تأسيس نمود .(۱۱)

انگليسي ها براي تسهيل در كار تجارت خود با ايران توانستند فرمان ها يا ارقامي از نادرشاه ، رضا قلي ميرزا و حكامي مانند ميرزا تقي خان حاكم فارس بگيرند . در اين فرمان ها گرفتن امتيازاتي براي انگليسي ها اهميت فراواني داشت كه در صدد بودند با كسب آن ها در تجارت خود با ايران ، از تسهيلات بيشتري برخوردار شوند . اين امتيازات عبارت بودند از :

۱- معافيت كالاهاي تجاري انگليس از پرداخت عوارض گمركي ، ماليات راهداري و . . .

۲- تأمين امنيت كاروان هاي تجاري از سوی دولت افشار .

۳- كمك دولت ايران به تجار انگليسي براي گرفتن مطالبات خود در ايران .

۴- رفتار مناسب كارگزاران دولت افشار و حكام ولايات و پشتيباني آنان از عمال تجاري  انگليس در ايران .

۵- « همچنين نادر شاه پرداخت سالي هزار تومان را بابت عوايدگمركي بندرعباس به انگليسي ها تصويب كرده بود .» (۱۲)

نكته ی شایان توجه اين كه نادرشاه در ابتدا به علت عدم همكاري كمپاني هند شرقي انگليس در دادن كشتي و نيز كمك انگليسي ها به عثماني به هنگام حمله سپاه وي به بصره ، نظر مساعدي نسبت به آنان نداشت . اما در طول سلطنت خود امتيازات آنان را تجديد كرد، زيرا مي دانست براي تشكيل نيروي دريايي نيازمندیاری انگليسي ها خواهد بود .

نمايندگي هاي تجاري انگليس در ايران  

انگليسي ها كه از طريق درياي خزر به وسيله ی شركت مسكوي  و از سمت خليج فارس توسط كمپاني هند شرقي با ايران داد و ستد داشتند ، در مناطقي از ايران كه به عللي مانند مركزيت سياسي و اقتصادي ، جمعيت ، نزديكي به دريا ، قرار گرفتن در مسير راه هاي تجاري و . . . اهميت داشتند نمايندگي هايي داير كرده بودند . مهم ترين شهرهايي كه انگليسي ها در آن جا نمايندگي داشتند عبارت بودند از : رشت ، بندرعباس ، اصفهان ، كرمان و مشهد .

صادرات و  واردات كمپاني هند شرقي انگليس

در زمان حكومت افشاريه بر ايران ، كمپاني هند شرقي انگليس علاوه بر فروش كالاهايي  در ايران  مبادرت به خريد و صادر نمودن كالاهايي از ايران نيز مي نمود . عمده ترين كالاهايي كه اين كمپاني در ايران خريداري و به خارج صادر مي نمود  عبارت بودند از : ابريشم (كه مهم ترين كالاي صادراتي ايران به شمار مي رفت ) فرش ، پشم ، موي بز ، پسته ، فندق ، خرما ، اسب ، چرم ، شراب ، عرق هاي مختلف و . . .كمپاني هم چنين كالاهايي را در بازار ايران به فروش مي رساند كه بيشتر منسوجات بودند از جمله : ماهوت هاي انگليسي و پارچه هاي پنبه اي و كتاني هند .

مشكلات انگليسي ها براي تجارت با ايران در دوره ی افشاريه

كمپاني هاي مسكوي و هند شرقي انگليس  براي تجارت با ايران با مشكلات و موانعي مواجه بودند كه متأثر از اوضاع بحراني سياسي و شرايط اقتصادي ايران در دوره ی حكومت افشاريه بود .

پريشاني اوضاع داخلي ايران و جنگ هاي پياپي كه موجب مي شد امنيت نيز از ايران رخت بربندد ، صدماتي بر تجارت انگليسي ها در ايران وارد مي آورد. زيرا در چنين شرايطي اتفاق مي افتاد كه مال التجاره ی تجار انگليسي  توسط راهزنان به يغما مي رفت . چنان كه در سال ۱۷۴۴م / ۱۱۵۷هـ . ق. كالاهاي كارواني متعلق به شركت مسكوي توسط افراد محمد حسن خان قاجار غارت شد . گاهي نيز دفاتر نمايندگي انگليسي ها مورد تهاجم قبايل قرار مي گرفت . دست به دست شدن شهرها ميان مدعيان قدرت سبب مي شد فاتحان جديد از آنان طلب پول كنند و با تهديد و ارعاب  عمال انگليسي را وادار به برآوردن خواسته هاي خود نمايند .هرج و مرج حاكم بر ايران گاه موجب مي شد تجار انگليسي از وصول بهاي كالاهاي فروخته شده در ايران عاجز بمانند . به همين دليل از نادرشاه تقاضا مي كردند كه در وصول طلب هايشان از آنان پشتيباني كند .

مشكل ديگري كه تجارت انگليسي ها را در ايران به مخاطره مي انداخت پايين آمدن قدرت خريد مردم و كمبود پول در بازار ايران بود . به عبارت ديگر سطح زندگي مردم و ميزان درآمد آنان در حدي نبود كه عامه ی مردم بتوانند از كالاهايي كه توسط تجار انگليسي وارد بازار ايران مي شد استفاده نمايند . ويراني كشور و جنگ هاي بي امان نادرشاه ، ماليات هاي سنگين ، ركود بازرگاني و كشاورزي به همراه قحطي و خشك سالي هايي كه گاه و بي گاه رخ مي داد ( از جمله در سال هاي ۱۷۴۴م / ۱۱۵۷ هـ . ق . و ۱۷۴۶ م / ۱۱۵۹ هـ . ق . ) موجب شد وضع اقتصادي كشور بدتر شود . فشار ماليات ها بر مردم چنان بودكه براي پرداخت آن ها گاه مردم مجبور  به فروش زنان و فرزندان خود مي شدند . در اصفهان برخي مردم براي رهايي از دست ماليات گيران شاه ناچار به فرار شدند .(۱۳)

در نتيجه ی اين اوضاع توليدات داخلي رو به کاهش نهاد . كاهش شديد توليد محصولات كشاورزي كمبود مواد غذايي و گراني اين مواد را در پي داشت . ركود تجارت چنان بود كه برخي بازرگانان انگليسي خريدار ابريشم گيلان ، در سال۱۷۴۷ م / ۱۱۶۰ هـ . ق . از سفير انگلستان درخواست كرد ند به آنان كمك كند تا به كشورشان برگردند ، زيرا زندگي و دارايي آنان در معرض خطر قرار داشت .(۱۴)

مانع ديگري كه در تجارت بازرگانان انگليسي با ايران دردوره  افشاريه مشكلاتي ايجاد مي كرد، سودجويي برخي حكام بود . در صورتي كه بازرگانان  اين حكام را از خود راضي نگه نمي داشتند ، به شكل هاي مختلف براي آنان ايجاد مزاحمت مي كردند . كمپاني هند شرقي براي جلب رضايت اين حاكمان ناگريز به دادن پيش كش ، هديه ، رشوه و . . . بود. از جمله ی اين حكام محمد تقي خان حاكم فارس بود كه نمايندگان كمپاني هاي تجاري از رشوه گيري هاي فراوان وي سخن گفته اند .(۱۵)

پي نوشت :

۱- براي اطلاع بيشتر در مورد اوضاع اقتصادي ايران در دوره ی حكومت نادرشاه افشار ، رك : م . ر. آرنوا – ك . ز. اشرافيان ، دولت نادرشاه افشار ، ترجمه حميد مؤمني ، تهران ، انتشارات شبگير، ۱۳۵۶ ، ص۲۹۷-۲۶۳ .

۲- م . ر . آرونوا ، ك . ز. اشرافيان ، همان جا ، ص۲-۲۸۱ .

۳-  John Elton

۴- اسماعيل رائين ، دريانوردي ايرانيان ، تهران ، انتشارات جاويدان ، ۱۳۵۶ ، ج ۲ ص۳۰- ۶۲۹ .

۵- لارنس لكهارت ، نادرشاه ، ترجمه مشفق همداني ، تهران ، انتشارات اميركبير ، ۱۳۵۷ ، ص ۲۷۱ .

۶- ر . وادالا ، خليج فارس در عصر استعمار ، ترجمه شفيع جوادي ، تهران ، انتشارات كتاب سحاب ، ۱۳۵۶ ، ص ۱۶۵ .

۷- رضا شعباني ، تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه ، تهران ، انتشارات توس ، ۱۳۶۵ ، ج ۱ ، ص ۴۱۵5 ، سرووش تجلي بخش ، نادرشاه ، تهران ، انتشارات ابن سينا ، ۱۳۴۶ ، ص ۱۳۰ .

۸- جرج . ن . كرزن ، ايران و قضيه ايران ، ترجمعه غلامعلي وحيد مازندراني ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ۱۳۴۹ ، ج ۲ ، ص۲-۴۷۱ .

۹- ژان اوتر ، سفرنامه ژان اوتر ، ترجمه علي اقبالي ، تهران ، انتشارات جاويدان ، ۱۳۶۳ ، ص ۹-۸۸.

۱۰- آرنولد ويلسن ، خليج فارس ، ترجمه محمد سعيدي ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ۱۳۴۸ ، ص ۲۰۵ .

۱۱- آرنولد ويلسن ، پيشين ، ص ۲۰۶ .

۱۲- جونس هنوي ، زندگي نادرشاه ، ترجمه اسماعيل دولتشاهي ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ۱۳۴۶ ، ص ۲۹۴ .

۱۳- م . ر. آرونوا ، ك . ز . اشرافيان ، پيشين ، ص ۲۷۵ .

۱۴- همان جا ، ص۲۷۹.

۱۵- رضا شعباني ، پيشين ، ج ۱ ، ص ۴۱۳ .

 

نویسنده: هدایت بهنام

برگرفته از وبلاگ: http://glhsaz.persianblog.ir/post/5/



:: موضوعات مرتبط: تاریخ دریانوردی ایرانیان,تاریخ کشتی سازی ایرانیان, | بازدید : 2933
:: برچسب‌ها: ,
    1

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    کد امنیتی : *
    پس از بررسی تاریخ صنعت کشتی سازی در ایران در پستهای گذشته ، هم اکنون در حال جمع آوری مشکلات صنعت کشتی سازی در ایران هستیم. دست تمامی دوستان و صاحبنظران و دلسوزان این صنعت را برای همکاری به گرمی می فشاریم........



    Statistic: Leading container shipping companies worldwide based on number of owned and chartered ships as of August 11, 2014 | Statista
    Find more statistics at Statista http://marinenews.ir/img/baner/1283000055.jpg http://marinenews.ir/?show=mohtava&id=MTE1